انتخاب نماینده ، حق یا تکلیف؟
به راستی، تاکید و اصرار امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری برای کنار زدن هوای نفس و مقدم ساختن مصلحت نظام اسلامی بر مصلحت خود، بر اساس چه منطقی است؟ مگر هر فرد، حق یک رای ندارد؟ آیا نمیتوان این حق را به هر شکل و شیوه ای که می پسندیم، استفاده کنیم؟ و اصلا چرا باید برای انتخاب یک نماینده تا این حد، خود را به تکلف بیاندازیم؟
برای پاسخ به این سوال، در خصوص امور شخصی، جوابی روشن و ساده میتوان یافت، اما در خصوص مسئله مهمی چون تعیین نمایندگان ( خانه ملت ) که مصلحت جامعه امروز و نسل آینده به آن گره خورده است، مکانی که به فرموده امام (ره) فراهم آمده از الله اکبرها و نتیجه زحمت های طاقت فرسای ملت است؛ نمیتوان به سادگی پاسخ داد و تامل و دقت نظر بیشتری نیازمند است.
امام علی (ع) در عهد نامه خود خطاب به مالک اشتر و خطاب به تمام اشخاص و گروه های سیاسی امروز جامعه ما چنین روشی را نوعی خیانت و ستم بر مردم میدانند:
( سپس در امور کارگزارانت دقت کن و بر مبنای ارزیابی درست، انتخابشان کن، نه به انگیزه ها[ی شخصی] و گرایش ها[ی جناحی] که این دو از شاخه های ستم و خیانت است. )
و حضرت امام (ره) آن معلم دلسوز در این رابطه می فرمایند:
( مسئله، این نیست که خب من دلم میخواهد یک وکیل داشته باشم، دلم میخواهد یک وزیر داشته باشم؛ قضیه این نیست، قضیه سپردن یک مملکتی است به دست کسی که اگر ناباب از کار درآید، صدمه به اسلام میزند، جمهوری اسلامی را از بین می برد. این یک مسئله حیاتی است برای شما، برای اسلام ومسلمین. )
( اگر فردا یک گرفتاری برای ملت به واسطه اینها پیش بیاید، ما که میخواهیم افراد را تعیین کنیم، مسئول هستیم، مسئولیت ما بزرگ است. امروز وجاهت اسلام ممکن است در خطر باشد. )
بدون شک شما عزیزان، این حدیث را از رسول خدا (ص) شنیده اید که فرمودند:
( هر کس سنت ناشایستی را بنا گذارد، گناه آن عمل زشت و گناه هر کس که به آن عمل کند، برای اوست. )
همانطور که بارها مقایسه کرده ایم، کلمات پر نور امام (ره) برگرفته از سخنان معصومین (ع) است و بر همین اساس نیز امام (ره) می فرمودند:
( هر خشت کجی که در این مجلس به دست کسانی که اسلام را که نمیخواهند پیاده شود و یا از روی جهالت با مسائل برخورد می کنند، گذاشته شود؛ سنتی می شود برای همیشه و کسی که سنت کجی را بنا گذارد، تمام گناهانی که به واسطه آن ارتکاب شود، به عهده اوست. )
آیا علاقه اعتباری ما به افراد یا گروه ها و مقدم ساختن آن بر معیارهای اصیل اسلامی، مقدمه قرار دادن خشت های کج در قوانین و سنت های اجتماعی امروز و نسل آینده نخواهد بود؟
آیا چنین عملی نوعی غش و فریب مسلمین شمرده نمی شود؟
پیامبر خدا (ص) در این رابطه می فرمایند:
( هر کس شخصی را [ برای انجام کاری ] از بین ده نفر انتخاب کند، در حالی که میداند شخص بهتر، لایق تر و فاضل تری در آن جمع است، به یقین با خدا و رسول و تمامی مسلمین نیرنگ کرده است. )
با در نظر گرفتن این مقدمات باید گفت که انتخاب یک نماینده، فقط ( حق ) یک شهروند نیست، بلکه انجام آن ( تکلیف ) و واجب الهی نیز هست. بنابراین، به هیچ وجه نمیتوان در زمان انتخاب یک کارگزار براساس معیارهای شخصی و حب و بغض ها عمل کرد، بلکه باید براساس معیارها و ملاک های دینی انتخاب نمود.
با توجه به اهمیت و جایگاه مجلس شورای اسلامی و تاثیر آن بر تمام عرصه های زندگی روزمره مردم و با توجه به لزوم حضور آگاهانه و فعالانه مردم در انتخاب کاندیداهای اصلح، در ادامه بحث به سخنان حضرت امام (ره) چنگ زده و شرایط کاندیدای اصلح را مورد بررسی قرار می دهیم و نباید فراموش کنیم که:
( اگر اصلح را انتخاب کنید، کاری اسلامی می کنید و این یک محکی است برای خودتان که تشخیص بدهید، انتخاب شما برای اسلام است یا برای خودتان. )
شرایط کاندیدای اصلح
شرایط کاندیدای اصلح از دیدگاه امام (ره) که برگرفته از روایات امامان معصوم (ع) است، عبارتند از:
1. وفاداری به اسلام و جمهوری اسلامی
2. التزام و اعتقاد به ولایت فقیه
3. حسن سابقه و عدم احتمال انحراف
4. ساده زیستی
5. تعهد
6. تخصص و تجربه
7. شجاعت
8. حامی و خدمتگزار مستضعفان
9. ارتباط مستمر با مردم
10. امانت داری
11. برخورداری از شعور سیاسی
12. وطن دوستی و حفظ منافع کشور
13. اخلاق اسلامی
14. رقابت و تبلیغات انتخاباتی سالم
نتایج انتخاب اصلح
1. پیاده شدن اسلام حقیقی
2. رسیدن به پیروزی
3. آینده روشن
4. جلو گیری از انحرافات
5. آسیب نرسیدن به کشور
6. حل مشکلات نظام
7. حافظ سیمای شهر و کشور
منبع: برگرفته از کتاب مثل مدرس ( حمید رسایی )
تروریسم رایانه ای
«تروریسم رایانه ای» واژه جدیدی می باشد که به ادبیات سیاسی جهان وارد شده است. این نوع عملیات تروریستی به هر گونه اقدامات خرابکارانه ای اطلاق می شود که نفوذگران[1] و اخلالگران رایانه ای علیه شبکه های رایانه ای و اینترنتی یک کشور انجام می دهند. اکنون شبکه اینترنت بستر و وسیله مناسبی جهت نفوذ اخلالگران به شبکه ها شده است.
اخلالگران رایانه ای دارای اهداف گوناگونی هستند، برخی با هدف کسب پول و سود به شبکه ها نفوذ می کنند و مثلاً با هک کردن کارت های اعتباری[2]، پول سرشاری به جیب می زنند، بعضی دیگر هدفشان سرگرمی، تفریح و به رخ کشیدن توان فنی و رایانه ای شان است، اما بسیاری از هکرها هم، دارای گرایشات سیاسی و یا اجتماعی هستند، به این گروه از هکرها Activities گفته می شود. هدف عمده این گروه از نفوذکننده ها، اخلال در سیستم های رایانه ای سازمان ها، وزارتخانه ها یا شبکه های مرتبط با دولت خاصی است. شبکه رایانه ای ارتش، وزارت دفاع، وزارت خارجه، پلیس، کاخ ریاست جمهوری، شبکه های رادیو و تلویزیون، بانک مرکزی، احزاب سیاسی، پارلمان و کنگره و سایر دستگاه های سیاسی از عمده ترین اهداف Activities یا نفوذگران رایانه ای سیاسی به شمار می روند. یکی از شگردهای اخلالگران رایانه ای، «خودداری از ارائه خدمات»[3] است. در این شیوه دستگاه مورد هدف، آنقدر با نامه های الکترونیک بمباران می شود که عملاً، توانایی خود را از دست داده و توان رایانه ای خود را برای ارائه خدمات از دست می دهد. «اتفاقی که در طول جنگ بالکان برای پایگاه های رایانه ای سازمان ناتو افتاد و آنقدر توسط نامه های الکترونیک مخالفان جنگ، بمباران شد که عملاً از کار افتاد».
وینستون چرچیل در جنگ جهانی دوم از پیدایش جنگ الکترونیک به عنوان «نبرد جادویی» نام برد و اینک پس از 55 سال از آن گفتار، نبرد جادویی در عرصه اینترنت تحقق یافته است. به موازات آنکه دولت ها و شرکت ها سعی می کنند تا هر چه بیشتر شبکه های رایانه ای را تحت نفوذ و کنترل خود درآورند، شبکه اینترنت هم به محیطی مناسب برای تروریست های رایانه ای، فعالان سیاسی[4] و نفوذگران اینترنتی[5] و حتی خود دولت ها تبدیل شده است. Activist (نامی که به نفوذگران رایانه ای دارای گرایش های سیاسی و اجتماعی اطلاق می شود) شبکه رایانه ای ایالات متحده و شبکه هایی را که توسط اداره فدرال بازرسی ارتش اداره می شوند، تخریب کردند.
نفوذگران رایانه ای در سال های اخیر به طور مستمر وارد پایگاه های اینترنتی سیاسی و اجتماعی شده اند و ضمن تغییر اطلاعات موجود در آنها به تبلیغ اعتقادات متعصبانه خود پرداخته اند. تابستان گذشته نیز طرفداران دو آتشه چینی و تایوانی همزمان با اوج گیری تنش نظامی میان دو کشور، شبکه های رایانه ای طرف مقابل را مورد حمله قرار دادند. به نظر می رسد که بمباران پایگاه های رایانه ای سازمان ناتو به وسیله نامه های الکترونیکی و نیز ارسال پیام های ضدجنگ برای پایگاه های اینترنتی دولت ها در سراسر جهان، کار آن گروه از فعالان سیاسی باشد که در جنگ بالکان از صربستان حمایت می کردند. به گفته کارشناسان این صنعت، به طور حتم، انجام اقدامات غیرقانونی از این قبیل در سال های آتی افزایش خواهد یافت. بدین ترتیب، این گونه مشکلات رایانه ای، بخشی از آینده این صنعت خواهد بود. بنا بر پیش بینی برخی از کارشناسان، شبکه های رایانه ای به طور فزاینده به عرصه ای برای نظامیان و تروریست ها تبدیل خواهد شد.
در سال 1998، وزارت دادگستری و پلیس فدرال آمریکا به طور مشترک واحد جدیدی به نام «مرکز پشتیبانی زیرساخت ملی»[6] تشکیل دادند که وظیفه آن تقویت توان دفاعی ایالات متحده در مقابل تروریسم رایانه ای و سایر تهدیدات الکترونیک است.
در سال 2002 نیز گزارشی که برای ارائه در یک کنفرانس دولتی در خصوص نقض امنیت رایانه ای[7] تهیه شده بود، بر این نکته تاکید داشت که حملات انجام گرفته به زیرساخت های اساسی، می تواند به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم از طریق تاثیرات جانبی خود، موفقیت برنامه های ملی را با اشکال روبرو سازد و یا اینکه می تواند نشانه مقاصد شوم دولت ها یا تروریست های خارجی باشد. برای ایالات متحده که یکی از رایانه ای ترین کشورهای جهان محسوب می شود، پیشرفت های اینترنتی به مثابه شمشیر دولبه بوده است. این شبکه رایانه ای جهانی از یک سو زمینه رشد اقتصادی این کشور و تسهیل ارتباطات و فعالیت های تجاری شرکت و افراد را فراهم ساخته و از سوی دیگر اقتصاد مبتنی بر اینترنت، این کشور را در مقابل تهدیدات رایانه ای آسیب پذیر کرده است.
به همین دلیل کاخ سفید برای پرداخت هزینه ایجاد سیستم حفاظت مخابراتی و ساخت زیرساخت های اساسی، درخواستی 2 میلیارد دلاری را به کنگره ارائه داد. با این حال کارشناسان و بسیاری از اعضای کنگره آمریکا اعتقاد داشتند که این طرح نمی تواند برای حمایت از بخش خصوصی در مقابل حملات رایانه ای کار چندانی انجام دهد. حملاتی که به رایانه ها صورت می گرفت از نوع خودداری از ارائه خدمات[8] بود که موجب وارد شدن خسارت به توان رایانه برای اجرای دستورهای وارده می شود. همچنین این اعتقاد نیز وجود دارد که حملاتی که موجب از کار افتادن موقت رایانه های ناتو در جریان منازعه کوزوو شد، از این نوع بوده است.
مدتی بعد دو سرهنگ ارتش چین با انتشار کتابی به نام «جنگ نامحدود»[9] این موضوع را مطرح کردند که چین به منظور کسب توانایی جنگیدن با کشور قدرتمندی چون آمریکا، نیازمند یافتن شیوه هایی جدید و غیرمتعارف رویارویی همچون استفاده از تروریسم رایانه ای است. در سال 2002 نیز چندین پایگاه بین المللی اینترنتی متعلق به گروه مذهبی Falum Dafa چین، توسط نامه های الکترونیک و سایر سلاح های دیجیتال[10] مورد حمله قرار گرفتند. بسیاری از صاحبنظران مسائل رایانه ای و اینترنتی اعتقاد داشتند که این اقدامات از جانب دولت چین که در آن زمان حملاتی را علیه گروه مذکور آغاز کرده بود، رهبری شده است. در ماه اوت سال 2002 نیز چندین پایگاه دولتی رایانه ای تایوان، انباشته از پیام هایی شدند که همگی مخالفت خود را با دولت و استقلال این کشور اعلام می کردند. به دنبال آن، نفوذگران رایانه ای تایوانی وارد پایگاه های چینی شدند و سرود ملی تایوان و نیز پیام هایی را به طرفداری از این کشور انتشار دادند. به اعتقاد دست اندرکاران صنعت رایانه، حملات رایانه ای در هر مرحله ای که صورت بگیرد، موضوعی جدی برای امنیت ملی کشورها محسوب می شود. با این حال در وضعیت کنونی، چنین حملاتی را بیش از آنکه بتوان یک فاجعه قلمداد کرد، تنها باید عاملی برای تاخیر در انجام کارها و نوعی دردسر دانست.
پی نوشت ها:
[1] Hackers
[2] Credit Cards
[3] Denial of Services
[4] Political Activities
[5] Hackers
[6] National Infrastructure Protection Center
[7] To Break Computer Security
[8] Denial of Services
[9] Unrestricted War
[10] Digital Weapons
منبع: نرم افزار نمایه جنگ نرم
۱) نامگذاری هفته اول ماه محرمالحرام به عنوان هفته امر به معروف و نهی از منکر، یک نامگذاری با مسما و دارای آثار ماندگاری در عرصه اجتماعی است. چرا که این اقدام فیالواقع از این حقیقت ناشی میشود که در تفکر شیعی، قیام عاشورا و نهضت خونین حسینی با دو فریضه امر به معروف و نهی از منکر به گونهای عجین شده که هرکدام دیگری را در اذهان تداعی میکنند. امر به معروف و نهی از منکر روش پیامبران و شیوه صالحان و فریضه بزرگ الهی است که سایر فرایض به وسیله آن به پا داشته میشود و در پرتو آن راهها امن، کسبها حلال، حقوق افراد تامین و زمینها آباد میگردد، از دشمنان انتقام گرفته میشود و کارها در مسیر صحیح قرار میگیرد. هدف خلقت، رسیدن به کمال در سایه سار عبودیت و عروج از نردبان معرفت در راستای لقای خالق هستی است، اما این طی طریق بدان معنا نیست که خداوند سبحان رفع موانع و هموار ساختن راه بندگان به سوی او را وظیفه سالکان طریق حق برنشمارد.
۲) امر به معروف و نهی از منکر از زاویه دیگر ارزشمندی خود را به ظهور میرساند، آنجا که وجوب، دیگر شرایط خاص خود را داراست، بلوغ، استطاعت، نصاب، توانایی؛ اما امر به معروف و نهی از منکر نه محصور در مکانی خاص است و نه در زمان خاص و در اجرای آن سن و استطاعت شرط نیست. نه فقر، نه سن، نه مریضی، هیچیک او را به تعطیلی نمیکشاند و قضا شدنی نیست. شاید اهمیت امر به معروف و نهی از منکر بدان جهت است که منکر هر روز در هیئت و شکلی خاص با لباس نو، در کلام و سخنی بدیع جلوه میکند.
تاکید به امر به معروف بر این اساس است که منکری، معروف جلوه میکند. تاکید به امر به معروف بر این اساس است که منکری معروف جلوه نکند. از اینرو امر به معروف، تکرار نیست، دور نگه داشتن معروف از هرگونه تحریف و تصحیف است.
معروف و منکر هریک نسبت به مخاطب خود درجات و شدت و ضعف دارد همانگونه که معروف به انواع فردی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و اقتصادی تقسیم میشود، منکر نیز به فردی، اجتماعی و... تقسیمشدنی است.
۳) بیشک کارآمدی هر نهاد اجتماعی و هر نهاد دینی به این مسئله منوط است که به نهادی قانونمند تبدیل شود. بحث قانون در مورد امر به معروف و نهی از منکر اولین سابقهاش به بعد از انقلاب اسلامی هنگام تدوین قانون اساسی برمیگردد. اصل هشتم قانون اساسی نهاد جدیدی تاسیس کرد که در تاریخ کشور در بعد قانونگذاری بیسابقه است.
این اصل مقرر کرد که «در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر وظیفهای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت.» تعیین کیفیت امر به معروف و نهی از منکر در این اصل یعنی اینکه سازمان و نهادی متکفل این دو فریضه بشود. در بین قوانین موجود در کشور جز این اصل قانون اساسی هیچ بحث تصریحشدهای راجع به نهاد متولی این دو فریضه وجود ندارد که لازم است برای آن چارهاندیشی شود.
۴) در نهضت امام حسین (ع) و قیام عاشورا عوامل متعددی دخالت داشته است که مهمترین آنها اقامه دو فریضه امر به معروف و نهی از منکر میباشد. یعنی اگر مردم کوفه امام حسین (ع) را به کوفه دعوت نمیکردند و بایزید بر بیعت امام با خود اصرار نمیکردند، باز امام حسین (ع) نهضت و قیام خود را دنبال میکرد. امام حسین (ع) برای اجرای امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد. این نص کلام خود امام است: «این ما خرجت اشرا و لا بطلا و لا مفسدا و لا ظالما انما خرجت بطلب الاصلاح فی امه جدی اریدان امر به بالمعروف وانهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی علی بن ابی طالب علیهالسلام» (مقتل خوارزمی- ۱۸۸/۱.) امام حسین (ع) یک شخص مصلح بود، روح اصلاح و امر به معروف و نهی از منکر تا لحظه آخر در وجود ایشان متجلی بود. به قول خودش امر به معروف و نهی از منکر جزء خون و حیاتش شده بود و امکان نداشت از حسین (ع) جدا شود. بنابراین عنصر امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک اصل مستقل و یک عامل اساسی در نهضت امام حسین (ع) مطرح میباشد.
برای درک بهتر هدف امام حسین (ع) در اجرا و احیای عنصر امر به معروف و نهی از منکر باید به شرایط و اوضاع واحوال آن دوران اشاره شود. شرایط با توجه به سخن امام حسین (ع) در اصلاح امت جدش به نظر میرسد که به گونهای جامعه از اسلام راستین فاصله گرفته بود که صرفا از اسلام جز نام چیز دیگری باقی نمانده بود. حکومت معاویه و یزید یک حکومت جابرانه و ستمگر بود. خشونت در آن به حد اعلی رسیده بود و لحن علی (ع) بر روی منابر به عنوان یک عمل عبادی محسوب میشد... آری!
در این شرایط بود که امام حسین (ع) ندا در میدهد که اگر دین اسلام و دین جدم به جز با کشتهشدن من برپا نمیماند پس ای شمشیرها مرا دریابید. در حالی که رواج بیش از حد منکرات در عهد خلافت امویان، احیای سنن و ارزشهای جاهلی، مهجور ماندن اسلام و در یک کلام استحاله دین رسولالله (ص) به دست خاندان اموی عامل زمینهساز شکلگیری نهضت عاشورا بود، امام حسین(ع) با هدف وانگیزه اصلاح امت و امر به معروف و نهی از منکر و زنده نگهداشتن و پاسداری از سیره رسولالله برای مقابله با ستم و استبداد یزید بپا خاست.
براین اساس ماهیت نهضت عاشورا احیای اسلام و خطمشی امامحسین(ع) برای تحقق دین واصلاح است، شهادت بود. چرا که خون امام حسین(ع) و یارانش استمرار و تداوم و بقای اسلام را موجب گردید. آثار انقلاب بزرگ امام حسین(ع) فقط محدود به زمین کربلا و مختص به روز عاشورا نشد بلکه اسوه و الگویی برای تمام حرکتهای حقطلبانه در تمام اعصار و برای تمام نسلها گردید و به عنوان میزان، عذر و بهانه را از همه ساقط نمود. امام حسین(ع) نه فقط قیام کرد بلکه چگونه رفتن و زیستن را نیز آموخت، نهضت مردم انقلابی و مسلمان ایران نیز در شرایطی آغاز شد که زمینههای تزلزل در ساختار نظام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فراهم گردیده بود.
۵) حرکت سید الشهدا یک اقدام کاملا سیاسی بود که حضرت(ع) شرعا خود را مکلف به آن میدانست. هدف نهایی وفلسفه وجود این قیام، تلاش برای تشکیل حکومت اسلامی بود و فهم این فلسفه و درک علل قیام، دور از دسترس و خارج از توان ما نیست. این حرکت، یک اقدام کاملا انتخابی و به تشخیص خود امام(ره) بود و عملا راه برای سازش با دشمن نیز برای او باز بود. سید الشهدا(ع) در هر حال خود را پیروزی میدانست چرا که ملاک پیروزی، انجام تکلیف، مبارزه با ظلم و تلاش برای برپایی حکومت عدل بود.
۶) به دلیل عدم شناخت معروفها و منکرها در جامعه، مثلا تا وقتی از امر به معروف و نهی از منکر سخن به میان میآید، بیشتر ذهنها فقط به سمت این منکر میرود که باید نسبت به افرادی که شئون اسلامی را در اماکن عمومی رعایت نمیکنند واکنش تند نشان داد!!
واقعیت این است که باید افکار عمومی و جامعه دینی و اخلاقیمان را نسبت به تمام مظاهر معروف و منکر آشنا سازیم و حقیقت و حکمت این دو فریضه الهی را به نحوی موثر به همگان آموزش دهیم. در این بین ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر مهمترین کارکردش باید حول این مسئله متمرکز شود که به نسلهای جوان و سایر مومنین و مومنات تفهیم نماید که سیمای فریضه امر به معروف و نهی از منکر چیزی جز تعهد و علاقه اشخاص به سلامتی جامعه نیست. بدیهی است که هدف والای سلامتی جامعه تحقق نمییابد مگر با اقدام فایدهمند، سنجیده، منطقی و منطبق با حقایق شریعت اسلام.
فریضه امر به معروف و نهی از منکر نه به دنبال خشونتورزی است و نه خواهان تذکری است که موجب رنجش خاطر و کینهورزی اشخاص نسبت به یکدیگر شود. امر به معروف و نهی از منکر نشانه عشق انسان به همنوع است. واضح است که عشق، خشونت و زد و خورد و ضرب و جرح و... دایر نمیتابد. بنابراین همه موظفند حقیقت شرعی و مطلوب این دو زمینه را با فرهنگسازی و جریان سازی به جامعه منتقل کنند. واقعیت آن است که امر به معروف سبب دلگرمی و تقویت افرادکم اراده میشود و در برابر نهی از منکر جبران کننده کمبود تقوای برخی از افراد جامعه است. امر به معروف حافظ مرزها و حقوق افراد است و نشانه غیر دینی، احساس مسئولیت و مشکلات مردم را مشکلات خویش دانستن است.
امر به معروف و نهی از منکر نوعی قرنطینه، روحی در برابر عیبها و گناهان سرایت کننده است. امر به معروف و نهی از منکر نوعی انضباط اجتماعی است یعنی محدود به تمایلات اشخاص در برابر مصالح جامعه، با منکراتی چون غیبت کردن تا دروغپردازی و بدرفتاری با دیگران که همگی جزو منکرات بسیار مذموم هستند گرفته تا سوءظن به دیگران و پارتی بازی و گرانفروشی و ... باید مبارزه کرد. همه ما موظفیم که در مقابل چنین منکراتی با رعایت اصول، وارد عمل شویم.
۷) هرچند امر به معروف و نهی از منکر به عنوان هفتمین و هشتمین فرع از فروع دین مطرح شده است، اما وقتی به روایات مراجعه میکنیم، میزان وسیع روایتهای اهل بیت پیرامون آثار آن، ما را به شگفتی وا میدارد گویی امر به معروف و نهی از منکر نسبت به واجبات دیگر، ویژگیهای منحصر به فردی دارد.
حقیقت نیز همین است و این دو فریضه به دلیل نوع کارکرد و تاثیرات شگرفی که از خود بر جای میگذارند، از مقام ممتازی نسبت به دیگر فرایض بر خوردارند و از این رو امر مومنان علی(ع) از آن به عنوان «افضل الاسال» یاد میکنند. فریضه امر به معروف و نهی از منکر در واقع راهکاری برای تضمین اجرای قوانین و فرایض است لذا پیامبر اکرم که قوانین واحکام جدیدی برای بشر آورد، در کنار آن موظف به امر به معروف و نهی از منکر شد و در برابر کسانی که در پی تخلف از این قوانین یا تحریف آن بر میآمدند، با ابزار امر و نهی ظاهر شد.
همینطور معصومان تمام همت خود را صرف اجرای این دو کردهاند. بنا به تعبیر ائمه معصومین(ع) هدف اصلی از اجرای امر به معروف و نهی از منکر برپایی واجبات است که در سایه دعوت به اسلام با کمک برگرداندن حقوق از دست رفته و... ممکن میشود. انتظار میرود در هفته احیای امر به معروف ونهی از منکر و به برکت و حرمت ایام ماه محرم الحرام بتوانیم در ریشهکنی مظاهر فساد و آسیبهای اخلاقی اقداماتی موثر به انجام رسانیم.
منبع : برگرفته از نرم افزار حسینیه